فارکس چیست ؟
فاركس بازار تبادل ارز هاست. بازار فارکس از لحاظ حجم معاملات برزگترین بازار مالي دنیا محسوب می شود. اين بازار در مكان خاصي متمركز نشده است بلكه بانك ها و مؤسسات بزرگ در سراسر دنيا در طول شبانه روز در اين بازار فعاليت مي كنند. در واقع بازار فاركس شبكه اي متشكل از بانك ها، كارگزاران (Brokers ) و معامله گرانی است كه از طریق تلفن و اینترنت در سراسر دنیا به انجام معاملات ارزي اشتغال دارند.
در بازار فارکس ارزها بصورت جفتی معامله می شوند مانند EUR/USD که برابری یورو به دلار آمريكا می باشد. در اين بازار معمولآ نقل و انتقال ارز انجام نمی شود بلکه معاملات بصورت بدهکار و بستانکار شدن حساب معامله گران, کارگزاران و بانک ها انجام می شود. تا اواخر قرن بیستم معامله در این بازار تنها به بانک ها و موسسات بزرگ مالی اختصاص داشت که به منظور حفظ ارزش دارائی ها و کسب سود در این بازار اقدام به خرید و فروش ارزهای مختلف می کردند. اما امروزه با گسترش ارتباطات امکان حضور در این بازار برای موسسات و شرکت های کوچک و حتی افراد حقیقی نیز فراهم شده است.
کارگزاران بازار فارکس با تمام مراکز مالی دنیا در ارتباط می باشند و با تعطیلی هر یک، ارتباط کارگزار با مراکز مالی دیگر که در ابتدای صبح فعالیت خود را آغاز کرده اند برقرار می شود. از این رو بر خلاف بازارهای سنتی, در بازار فارکس هیچگونه محدودیت زمانی برای خرید و فروش در طول شبانه روز وجود ندارد. به عبارتی عدم وجود يک مکان فيزيکي, بازار فارکس را به يک بازار 24 ساعته تبديل کرده که با بازگشايي هر يک از مراکز مالي دنيا پيش مي رود. بزرگ ترين و مهم ترين مرکز مالي بازار ارز لندن است و بعد از آن بازارهاي ارزي نيويورک و توکيو قرار دارند. در ساير مراکز مالي معاملات کوچک تري صورت مي گيرد. جدول ذيل ساعات بازگشائی و خاتمه فعاليت روزانه مراكز مهم جهانی را نشان ميدهد.
بيش از 85% معاملات روزانه بازار فارکس در مقابل دلار آمریکا انجام می شود. علاوه بر آن در سایر بازار ها مانند بازار فلزات گران بها, سهام, کالا و انرژی نیز اکثر معاملات بر مبنای دلار انجام می شود.
اولین قدم برای آغاز فعالیت در بازار فارکس انتخاب یک کارگزار است. كارگزار بازار فارکس واسطه بین بازار و معامله گران می باشند. مکانیزم انجام معاملات بدین صورت است که معامله گران از طریق نرم افزاری که کارگزار در اختیار آنها قرار می دهد, سفارش خود را به کارگزار منتقل می کند و کارگزار موظف به انجام آن می باشد. برخلاف بازارهای سنتی که معامله بايد با خريد آغاز و با فروش پايان يابد در بازار ارز جهاني معامله را هم با فروش و هم با خريد مي توان آغاز کرد. بدين مفهوم که مي توان يک ارز را در قيمت بالاتر فروخت و پس ازکاهش قيمت همان ارز را خريد.
اصطلاحات و مفاهيم اوليه :
-
ضریب اهرمی (LEVERAGE)
حد اکثر ضریب اعتباری که بروکر برای انجام معاملات در اختیار شما قرار میدهد لوریج یا ضریب اهرمی می باشد . لوریج بروکر ها معمولآ بین 100 تا 500 است . به عنوان مثال اگر شما با بروکری که لوریج آن 200 است یک حساب 5000 دلاری افتتاح کنید میتوانيد حداکثر تا 5,000$ * 200 = 1,000,000$ که معادل 10 لات استاندارد (در برابری های مستقیم Direct ) است وارد معاملات شوید .
این حداکثر لاتیج برای انجام معامله است اما انجام چنین معامله ای از لحاظ مدیریت ریسک به هیچ وجه صحیح نمی باشد و ممکن است با یک حرکت بازار در خلاف جهت پیش بینی شده، تمام سرمایه از بین برود !! در واقع امکان استفاده از لوریج اگر آگاهانه و منطقی و محاسبه شده مورد استفاده قرار نگیرد موجب زیان های سنگین خواهد شد.
-
واحد نوسانات قیمت (PIP)
کوچکترين واحد ارزي مي باشد که برای اعلام تغييرات دو ارز استفاده مي شود. براي مثال اگر قیمت خرید و فروش دلار آمريکا يا يورو در حال حاضر معادل 1.2560 باشد و به مقدار 2 پيپ افزايش پيدا کند، در اين صورت مقدار آن 1.2562 خواهد شد.
- Margin
مبلغ اوليه مورد نیاز به هنگام ورود به يک پوزيشن میباشد. مارجين ضمانتي براي حسن انجام کار مي باشد. میزان مارجین مورد نیاز برای انجام هر معامله به سه عامل سایز پوزیشن, لوریج بروکر و ارز پایه (ارز اول در برابری) بستگی دارد.
مارجين هر پوزيشن بلافاصله با بسته شدن آن پوزيشن آزاد مي گردد. مارجین بر مبنای ارز پایه محاسبه میشود .
مثال 1 :
فرض کنید شما اقدام به خرید یک لات USDCHF کرده اید . بنابراین سایز معامله شما 100,000 دلار آمریکا (طرف اول) میباشد . اگر لوریج بروکر شما 100 باشد مارجین مورد نیاز برای انجام این معامله 100,000$ /100 = 1,000$ میباشد .
در مثال بالا اگر لوریج بروکر 500 باشد مقدار مارجین 100,000$ /500 = 200$ خواهد بود . مثال 2 : شما اقدام به خرید یک لات EURUSD کرده اید . بنابراین سایز معامله شما 100,000 یورو (طرف اول) میباشد . از آنجا که حساب شما بر حسب دلار آمریکا افتتاح شده باید 100,000 یورو به دلار تبدیل شود تا مقدار مارجین مشخص شود .
اگر نرخ برابری EURUSD در حال حاضر 1.2558 باشد
100,000(eur) = 1.2558 * 100,000(usd) = 125,580 $
با لوریج 100 مارجین مورد نیاز برای انجام این معامله
Margin = 125,580$ / 100 = 1,255.8
- Balance
مجموع پول واریز شده توسط شما و سود و زیان پوزیشن های بسته شده میباشد .
- Equity
برابر است با بالانس حساب + سود و زیان پوزیشن های باز.
اگر شما در حسابتان پوزیشن باز نداشته باشید بالانس و برابری (equity) حساب شما با هم برابر خواهند بود .
در واقع Equity حساب شما نشان میدهد اگر شما همه پوزیشن های باز را ببندید موجودی کل شما چند دلار خواهد بود .
-
Free Margin
سرمایه آزاد شما را نشان میدهد. به عبارتی Free Margin کل پولی که شما میتوانید با آن معامله کنید میباشد.
اگر Margin پوزیشن های باز را از Equity کم کنیم مقدار Free Margin حاصل میشود. Free Margin نشان دهنده ميزان سرمايه آزاد براي انجام معاملات جديد است.
مكانيسم انجام معاملات
همانطور که مي دانيد در بازار سهام عمليات خريد و فروش از طريق کارگزاران انجام مي شود. در واقع کارگزاران سفارشات مشتري را انجام مي دهند و بابت حق العمل خود کميسيون دريافت مي کنند .
در بازار فارکس هم به همين منوال است يعني کارگزاران از طريق شبکه هاي الکترونيکي به بانک ها متصل مي شوند و در هر لحظه نرخ هاي ارز را از بانک هاي مختلف جمع آوري مي کنند و سپس از طريق نرم افزار اختصاصي معامله که در اختيار مشتريان خود قرارداده اند نرخ هاي ارز را بواسطه شبکه اينترنت به نرم افزار فوق الذکر ارسال مي نمايند.
مشتريان نيز سفارشات خود را از طريق همان نرم افزار به کارگزار مربوطه ارائه مي کنند البته استفاده از تلفن براي انجام این عملیات امکان پذير است اما معمول نیست.
سفارش مشتري شامل چهار جزء مي باشد: نوع ارز، قيمت، تعيين خريد يا فروش و سايز معامله.
بر اساس همين چهار متغير کارگزار اقدام مي کند. ولي کارگزاران بازار ارز همانند کارگزاران بازار سهام کميسيون دريافت نمي کنند بلکه اختلاف قيمت خريد و فروش به عنوان درآمد آنها محسوب مي شود. براي انجام معاملات ارزي مشتري بايد با يک کارگزار قرارداد بسته و مبلغي را به عنوان سپرده در بانکي که کارگزار مشخص مي کند، سپرده گزاري کند. اين سپرده به عنوان پشتوانه انجام معاملات مي باشد و به نام خود مشتري تحت تصرف او مي باشد. سپس کارگزار نام کاربري و رمز ورود به حساب را به مشتري ميدهد تا بوسيله آنها مشتري بتواند از طريق نرم افزاري که در اختيارش قرار گرفته از طريق شبکه اينترنت به حساب شخصي خود دسترسي پيدا کند و به انجام مبادلات ارزي مبادرت ورزد و هر گونه تغييري که در اثر انجام معاملات ارزي حاصل مي شود را به طور آني در حساب خود ملاحظه نمايد.
یک واقعیت بسیار مهم!
بنابراين سرمايه گزاري در اين بازار را به كساني كه تجربه فعاليت و سرمايه گزاري در بازار هاي High Risk را ندارند توصيه نمي كنيم. با توجه به این واقعیت بدینوسیله اعلام می داریم که مسئولیت تمام تصمیمات شما برعهده خود شما می باشد و سایت Forex.co.ir هیچ مسئولیتی در قبال عدم تحقق اهداف مالی و زیان احتمالی شما برعهده نمی گیرد
بسیاری از معامله گران بازار با وجود تسلط بر مباحث تکنیکی و بنیادی و با داشتن استراتژی کارآمد, همچنان قادر به کسب سود و حتی حفظ سرمایه در بلند مدت نمی باشند. اصلی ترین علت شکست این معامله گران در صحبت های آنان نهفته است . در شرایطی که متوسط سود سالانه حرفه ای ترین معامله گران دنیا معمولآ کمتر از 100% می باشد, معامله گران آماتور از دو یا چند برابر کردن سرمایه در یک ماه صحبت می کنند!! در صحبت بسیاری از این معامله گران تجربه چند ماهه از موفقیت های رویایی مرتبآ شنیده می شود با این حال در نهایت سرنوشتی جز از دست دادن تمام سرمایه نداشته اند.
این تجربه هر روز و هر روز برای معامله گران تازه کار و حتی بسیاری از کهنه کاران بازار اتفاق می افتد و در این بین وحشتناک ترین اتفاق این است که بازندگان بازار علت شکست خود را تنها یک اشتباه می دانند و با خود عهد می کنند که در سرمایه گزاری بعدی آن اشتباه را مرتکب نخواهند شد غافل از اینکه بازار هر روز درس تازه ای به بازیگران خود می دهد. یک اشتباه در تعیین حد زیان, انتشار یک خبر غیر منتظره, اشکال فنی کامپیوتر یا اینترنت, عدم اجرای دستورات توسط بروکر و . . . دلایلی هستند که معامله گران غیر حرفه ای در توجیه شکست خود دارند. این مشکلات و اشتباهات برای معامله گران حرفه ای و موفق نیز پیش آمده است. نه فقط یک بار, بلکه به دفعات. در عین حال آنها هرگز متحمل زیان سنگین و جبران ناپذیر نمی شوند زیرا همواره با در نظر گرفتن بدترین اتفاقات اقدام به سرمایه گزاری و معامله می کنند. تفاوت اصلی معامله گران حرفه ای و آماتور در دیدگاه آنان نسبت به بازار و تنظیم ریسک و بازده مورد انتظار می باشد. معامله گران تازه کار که معمولآ تجربیات موفقی در حساب های مجازی داشته اند, با سرمایه ای اندک وارد بازار حقیقی می شوند و برای دسترسی به بازده زیادی که انتظار دارند, به انجام معاملاتی با حجم سنگین می پردازند و متاسفانه با کوچکترین نوسان نامطلوب بازار, همه سرمایه خود را از دست می دهند. این در حالیست که معامله گر حرفه ای با مدیریت سرمایه و ریسک, در یک برنامه بلند مدت اهداف خود را دنبال می کند. به عبارتی می توان گفت که مرز موفقیت و شکست در هر نوع سرمایه گزاری تسلط بر دانش مدیریت سرمایه و ریسک است. مدیریت سرمایه بزرگترین هنر معامله گران حرفه ای برای کسب حداکثر سود با کمترین ریسک ممکن است. در ساده ترین بیان مدیریت سرمایه مشخص کننده سایز معاملات با توجه به حجم سرمایه, درصد ریسک قابل قبول و حد زیان می باشد.
Lots = Equity * Risk / (Stop Loss * PV)
PV = Pip Value (در هر لات ارزش هر پیپ )
یکی از اشتباهات رایج در مبحث مدیریت ریسک تعیین حد زیان با توجه به سایز پوزیشن می باشد. به عنوان مثال معامله گر A اقدام به خریدEURUSD با سایز 1 لات می کند و حد اکثر زیان احتمالی را 200$ در نظر می گیرد. این شخص بناچار می بایست Stop Loss را با فاصله 20 پیپ تنظیم کند. به عبارتی حد زیان با توجه به سایز پوزیشن تعیین شده است که اشتباه است.![]()
در مقابل معامله گر B ابتدا به بررسی دقیق شرایط بازار می پردازد و حد زیان مناسب را 50 پیپ تشخیص می دهد. سپس سایز مناسب را بگونه ای تنظیم می کند که حد اکثر زیان با Stop Loss 50 پیپی بیش از 200$ نباشد.
بنابراین Stop Loss بر اساس شرایط بازار تعیین می شود سپس حجم معاملات بر اساس Stop Loss و میزان ریسک محاسبه می شود.
مثال: بعد از بررسی شرایط بازار, موقعیت مناسبی برای خرید USDCHF با حد زیان 70 پیپ بدست می آوریم. اگر میزان سرمایه 3000 دلار باشد برای اینکه در صورت زیان بیش از 2% سرمایه از بین نرود, سایز پوزیشن حد اکثر باید چند لات در نظر گرفته شود؟
Lots = Equity * Risk / (Stop Loss * PV)
PV = (در هر لات ارزش هر پیپ ) = 8.8
Lots = ( 3000 * 2%) / (70 * 8.8) = 0.0 9
بنابراین اگر سایز پوزیشن 0.09 لات در نظر گرفته شود در صورت زیان 70 پیپی تنها 55.44 دلار (کمتر از 2 درصد) از سرمایه را از دست داده ایم.
اساسی ترین بحث مدیریت سرمایه تعیین میزان ریسک در هر معامله است. قبل از انجام معاملات باید بدانیم در صورت زیان حد اکثر چند در صد سرمایه خود را از دست می دهیم. برای بدست آوردن حداکثر ریسک در هر معامله به توصیه بزرگان بازار و محاسبات ساده ریاضی رجوع می کنیم. معامله گری را در نظر بگیرید که با سرمایه اولیه 1000$ وارد بازار شده و موجودی وی با از دست دادن 20% سرمایه به 800 دلار رسیده است. این معامله گر برای جبران زیان می بایست به میزان 25% از موجودی 800 دلاری کسب سود کند تا به نقطه اول برسد.
با همین استدلال می توان گفت معامله گری که 50% از سرمایه خود را از دست می دهد برای جبران باید 100% سود بگیرد که کار ساده ای نیست. در جدول زیر مشخص شده است که برای جبران هر درصدی از زیان چند درصد سود لازم است.
با توجه به جدول مقابل نتیجه می گیریم که هرچه ریسک سرمایه گزاری بالاتر باشد در صورت زیان احتمال جبران آن کمتر خواهد بود. از این رو بنظر می رسد جبران زیانی در حد 30% حساب بسیار دشوار باشد.
بنابراین ریسک هر معامله باید بگونه ای تنظیم شود که با چندین زیان پشت سرهم حداکثر کاهش سرمایه بیش از 25 یا 30 درصد نباشد. در زندگی شغلی یک معامله گر حتی 15 زیان پی در پی (با سود های اندک در بین آنها) اتفاقی دور از انتظار نیست. بنابراین سایز هر پوزیشن باید بگونه ای تعیین شود که حد اکثر زیان آن بیش از 2% از موجودی نباشد.
بررسی پرفورمنس کاری از دید مدیریت سرمایه
در ابتدا لازم است با ذکر یک مثال مفهوم Draw Down را تشریح می کنیم. Draw Down یا به اختصار DD بزرگترین فاصله بین ماکزیموم نسبی موجودی حساب (Equity ) تا کمترین کف بعد از آن می باشد. به زبان ساده تر DD بزرگترین حرکت برگشتی نمودار Equity می باشد.
فرض کنید یک حساب 10000 دلاری بعد از مدتی به 11433 دلار رسیده باشد. سپس با چندین زیان متوالی موجودی به 10546 دلار کاهش پیدا کند.
فاصله بین 11433 تا 10546 همان DD است که برحسب درصد 7.7% می باشد. میزان واقعی ریسک یک استراتژی و مدیریت سرمایه مربوط به آن می بایست توسط DD سنجیده شود نه سود یا زیان انتهای دوره.
یک راه مناسب برای بررسی پرفورمنس یک حساب محاسبه Reward to Risk است.
Reward to Riskنسبت بازده به DD می باشد. همانطور که در شکل بالا ملاحظه می کنید موجودی حساب در انتهای دوره به 11800 دلار رسیده است (18% سود). این درصد مشخص کننده Reward یا بازده است. بنابراین Reward to Risk این پرفورمنس معادل :
Reward to Risk = Reward / DD = 18% / 7.7 % = 2.3
است. بزرگتر بودن این عدد نشان دهنده قوی تر و کم ریسک تر بودن پرفورمنس است. Reward to Risk کمتر از 1.5 بد و Reward to Risk بالاتر از 2 قابل قبول می باشد.
یکی از برتری های معامله گران موفق نسبت به معامله گران ناموفق در نحوه برخورد آنها با شرایط نامطلوب بازار است. هنگامی که قیمت برخلاف جهت پوزیشن ما حرکت می کند اگر به موقع از بازار خارج شویم, نه تنها از گسترش زیان جلوگیری کرده ایم بلکه در صورت مناسب بودن شرایط جدید می توان در جهت مناسب اقدام به معامله کرده و احتمالآ زیان پوزیشن قبل را جبران کنیم. بسیاری از معامله گران تازه کار و کم تجربه معمولآ بصورت احساسی و بدون در نظر گرفتن قواعد انجام یک معامله موفق تصمیم گیری می کنند. بنابراین هرگز تمایلی به بستن یک پوزیشن با زیان ندارند. در شرایطی که متوسط سود این معامله گران معمولآ کمتر از 20 پیپ می باشد, در پرفورمنس کاری آنها زیان های بزرگتر از 200 پیپ نیز دیده می شود. می توان نتیجه گرفت که یک پوزیشن زیان ده سود 10 پوزیشن سود ده را از بین می برد. برای جلوگیری از گسترش زیان احتمالی می بایست بعد از فراهم بودن شرایط مناسب برای انجام معامله و قبل از اقدام به آن, حد زیان(Stop Loss ) مناسب را پیدا کنیم. Stop Loss نقطه ای است که در صورت رسیدن قیمت به آن نقطه, پوزیشن بدون هیچ گونه شک و تردید و چون و چرا بسته می شود. گاهی ممکن است بعد از رسیدن قیمت به Stop Loss و بسته شدن پوزیشن بلافاصله روند حرکت به نفع معامله گر تغییر کند. معامله گر آماتور از اینکه برای پوزیشن خود حد زیان تعیین کرده ابراز پشیمانی می کند و احتمالآ در آینده چنین کاری نخواهد کرد. اما معامله گر منطقی و با تجربه به بررسی علت و ضعف استراتژی معاملاتی خود در تعیین نقطه ورود و خروج مناسب می پردازد.Stop Loss
خروج از بازار هنگام رسیدن قیمت به حد زیان در واقع یک حرکت مصلحتی برای جلوگیری از گسترش زیان و
کسب آمادگی برای ورود مجدد در شرایط مناسب می باشد. تعیین حد زیان به معامله گر این اعتماد به نفس را می دهد که امکان مقابله با هر اتفاق نا مطلوبی در محیط بازار وجود دارد. لذا بدون هیچگونه ترس و تردیدی از تمام شرایط مناسب بازار بهره مند می شود.این در حالیست که معامله گر بی تجربه و نا آگاه همواره با اضطراب و ناراحتی در انتظار برگشت قیمت به نفع خود است.
یکی از بزرگترین اشتباهات تغییر حد زیان بدون دلیل فنی و منطقی است بدین ترتیب که با نزدیک شدن قیمت به حد زیان معامله گر اقدام به گسترش یا حذف حد زیان می کند و منتظر کمتر شدن یا از بین رفتن زیان می ماند. با وجود اینکه ممکن است در مواردی این حرکت موجب جبران یا کمتر شدن زیان شود اما در بلند مدت نتیجه ای جز ازبین رفتن برنامه و استراتژی کاری نخواهد داشت.
حال این سوال مطرح می شود که چگونه حد زیان مناسب را تعیین کنیم؟
حد زیان مناسب نقطه است که در صورت رسیدن قیمت به آن نقطه احتمال ادامه حرکت بیشتر از بازگشت آن باشد. به عنوان مثال در شکل زیر قصد داریم در جهت روند اقدام به معامله کنیم.
پوزیشن مثال فوق با حدود 50 پیپ زیان بسته شده است اما در صورت عدم تعیین حد زیاد, متحمل زیان حدود 200 پیپ می شدیم.
روش های مختلفی برای تعین حد زیان وجود دارد. یکی از کاربردی ترین روش ها در نظر گرفتن ساپورت یا رزیستنس می باشد. مثلآ در پوزیشن فروش ابتدا می بایست رزیستنس کلیدی را در نظر بگیریم و حد زیان را اندکی بالاتر از آن قرار دهیم. زیرا شکسته شدن رزیستنس کلیدی اخطار بسیار مهمی برای ادامه حرکت صعودی می باشد. اینکه حد زیان پوزیشن ها چند پیپ باید باشد کاملآ به شرایط پوزیشن وابسته است. طبیعتآ معاملات بلند مدت تر به حد زیان بزرگتری نیاز دارند تا با نوسانات کوتاه مدت بازار بسته نشوند.
باید بدانیم که هرگز قادر به کنترل نوسانات بازار نخواهیم بود بنابراین برای موفقیت می بایست کنترل رفتار و تفکرات خود را بدست بگیریم و پیروی از اصول و قواعد بازی را به ضمیر ناخودآگاهمان القا کنیم. یکی از این اصول پیدا کردن نقطه مناسب برای قرار دارن حد زیان و سپس محاسبه سایزمعاملات( متناسب با حد زیان و میزان ریسک) می باشد.
ارتباط بین میزان حد زیان و حد سود مسئله مهمی است که می بایست بدقت مورد توجه قرار گیرد. معمولآ به اشتباه پيشنهاد می شود در معاملاتی وارد شویم که حد سود از حد زیان بزرگتر باشد تا نسبت Reward to Risk پوزیشن بزرگتر از یک باشد اما باید احتمال وقوع هر کدام را نیز درنظر بگیریم. مثلآ اگر حد زیان هر پوزیشن 2% از سرمایه و حد سود 1% باشد, در شرایطی که احتمال وقوع سود نسبت به احتمال وقوع زیان, 3 به 1 باشد با محاسبات آماری بعد از 100 معامله رشدی معادل 27% سرمایه خواهیم داشت.
با بزرگتر کردن Stop Loss احتمال برخورد به آن کمتر می شود اما در صورت وقوع می تواند زیان زیادی ایجاد کند. بنابراین باید تعادلی بین حد زیان بالا و حد زیان پائین پیدا کنیم. برای مثبت بودن روند معاملات باید
احتمال برخورد حد سود * مقدار حد سود > احتمال برخورد حد زیان * مقدار حد زیان
برقرار باشد.
کوچکتر بودن حد زیان با ثابت نگهداشتن احتمال وقوع آن تاثیر فوق العاده ای در پرفورمنس بلند مدت خواهد داشت. دقت در پیدا کردن نقطه ورود مناسب به کمتر شدن زیان احتمالی کمک می کند.
واگرائی در اوسیلاتورها
به شکل زیر توجه کنید:

همانطور که ملاحظه میکنید خط واصل از A1 به A2 صعودی است اما در اوسیلاتور (RSI) روند خط واصل دونقطه متناظر با A1 و A2 کاملآ نزولی دیده میشود. در این شرایط واگرایی منفی بوجود آمده است.
با توجه به روند بازار واگرایی ممکن است به دو صورت مثبت و منفی ایجاد شود. واگرایی مثبت در انتهای روند نزولی اتفاق می افتد و برعکس.
در واگرایی مثبت دو نقطه Low که نقطه دوم پایین تر از نقطه اول است تشکیل میشود. در صورتی که اوسیلاتور بطور صحیح تنظیم شده باشد متناظر با هر کدام از نقاط Low درنمودار قیمت یک نقطه Low درنمودار اوسیلاتور دیده میشود. اگر نقطه Low دوم در نمودار اوسیلاتور بالا تر از نقطه Low اول باشد (برخلاف قیمت ) واگرایی مثبت اتفاق افتاده است.
واگرایی مثبت نشانه قدرتمندی برای پایان روند نزولی میباشد و در صورت تایید با سایر ابزار ها میتوان اقدام به خرید کرد.
همانطور که میدانید برای رسم ترند لاین در روند صعودی نقاط Low و در روند نزولی نقاط High به هم متصل میشوند . برای تعین واگرایی شرایط کاملآ متفاوت است. بطوریکه در تعیین واگرایی مثبت (در روند نزولی) نقاط Low را به هم وصل میکنیم در تعیین واگرایی منفی (در روند صعودی) باید نقاط High را به هم وصل کنیم.
دقت داشته باشید که برای تشکیل یک واگرایی نیاز با 2 نقطه اکسترمم( 2 نقطه ماکزیموم یا دو نقطه مینیموم) در قیمت و دو نقطه اکسترمم در اسیلاتور داریم. در شکل زیر به خطوط قرمز رنگ توجه کنید . نقاط اکسترمم در نمودار قیمت و اسیلاتور در زمان های مشابه اتفاق افتاده است به عبارتی این نقاط در نمودار قیمت و اوسیلاتور با یکدیگر متناظر می باشند.

علامت قرمز رنگ نقطه ورود مناسب را نشان میدهد. ملاحظه میکنید که در نمودار قیمت یک کندل صعودی شکل گرفته و نقطه مینیموم کامل شده است.
در این روش استاپ لاس کمی پایین تر از نقطه Low دوم (پایین ترین نقطه در روند نزولی ) که با خط سفید رنگ مشخص شده قرار میگیرد.
یکی از مزیت های سیگنال های واگرائی بالا بودن نسبت سود به زیان است. مزیت دیگر این روش اخطار سریع پایان روند می باشد. واگرائی ها بسیار سریع تر از سایر ابزار های تکنیکال پایان یک روند قدرتمند را به معامله گر اخطار می دهند. واگرائی منفی در انتهای یک روند صعودی و واگرائی مثبت در انتهای یک روند نزولی شکل می گیرد. بنابراین وجود یک روند نسبتآ قوی اولین شرط تشکیل واگرائی می باشد.
تائید سیگنال واگرائی :
برای تائید سیگنال های واگرائی از چند روش می توان اقدام کرد . از جمله بررسی واگرائی در اوسیلاتورهای دیگر.شکسته شدن یا Break Out خط روند نیز به عنوان تائیدی بر صحت واگرائی در نظر گرفته می شود. به عنوان مثال در شکل زیر شکسته شدن ترند لاین صعودی تائیدی بر واگرائی منفی و آغاز حرکت نزولی می باشد.
به عنوان مثال می توان صحت واگرائی را در اوسیلاتور MACD , RSI و Momentum بررسی و در صورتی که واگرائی در هر سه اوسیلاتور تائید شده بود اقدام به معامله کرد.

گاهی ترند لاین رسم شده در زمان تشکیل واگرائی به نمودار قیمت بسیار نزدیک است. در این شرایط بهتر
است بجای شکسته شدن ترند لاین, شکسته شدن نقطه پیک بین دو نقطه مشخص کننده واگرائی را به عنوان تائید واگرائی در نظر بگیریم. مانند شکل زیر که شکسته شدن خط افقی آبی رنگ به عنوان تائید واگرائی در نظر گرفته می شود نه شکسته شدن ترند لاین قرمز رنگ!

برای تشخیص سریع واگرائی در اوسیلاتور های مختلف میتوانید از ابزار های معرفی شده در قسمت Divergence_Package استفاده کنید.
اینکه این موضوع چه مقدار تأثیرگذار بوده، قابل اندازه گیری نیست. ولی می توان به جرأت گفت که از معدود پدیده هایی است که در عمر کوتاه خود توانسته تأثیر گسترده ای بگذارد و توجه بسیاری را به خود معطوف کند.
کشور ما نیز به دلیل تعاملی که با محیط پیرامون خود دارد، از تحولات جهانی بی نصیب نیست و با توجه به رویکرد جهانی در مباحثی مثل آموزش برای همه، آموزش مادام العمر، آموزش برای زندگی بهتر، می بایست از روش های خاصی برای تحت پوشش درآوردن هر چه بیشتر جمعیت لازم التعلیم و یا افزایش کیفیت آموزش و پرورش و یا حتی کاهش هزینه های آموزش استفاده کند.
در حال حاضر رویکردی به سوی استفاده از فناوری در آموزش (تدریس دبیران) به وجود آمده که آهسته و انبوه کار خود را به پیش می برد. نمود این رویکرد برگزاری جشنواره های تولید محتوای الکترونیکی در آموزش های فنی و حرفه ای و همچنین جشنواره های روش تدریس با استفاده از it است که در دوره متوسطه و در دروسی مثل شیمی و جغرافی توسط وزارت آموزش و پرورش در حال اجراست. از جمله اهداف مشترک اجرای این جشنواره ها عبارتند از: ترغیب، تشویق و ایجاد باور در بین معلمان در امر استفاده از نرم افزارها و تولید محتوای الکترونیکی، توسعه و گسترش فرهنگ تولید محتوای الکترونیکی و استفاده از it در فرایند یاددهی و یادگیری. این موضوع می تواند علائمی باشد برای اینکه نقطه اوج تلفیق it در آموزش و به کارگیری خردمندانه آن توسط معلمان و دبیران است. پس معلمان در به کارگیری فناوری اطلاعات نقش محوری دارند.
در مورد به کارگیری it در آموزش و پرورش بحث های زیادی شده و عموما از it به عنوان یک ابزار تکنیکی برای بالابردن سطح آموزش سخن رفته است. این امر نکته روشن و قابل توجهی را پیش روی ما قرار می دهد که نیاز مبرم به پیشرفت و حرفه ای شدن معلمان در زمینه it دارد.
برای ایجاد یادگیری های مؤثر، جایی که فناوری در اختیار اهداف یادگیری در مدرسه است، تنها معلمان هستند که در مواقعی حساس مبتنی بر پایه احتیاجات و شیوه های یادگیری دانش آموزان، تکنیک های it را در برنامه ریزی تحصیلی به کار می برند.
این معلم است که برای آموزش و تدریس می بایست از نمودهای فناوری استفاده کند، بنابراین باید روش های تدریس با رویکردهای جدید را تجربه کرد، آنها را مستند کرد و نشر داد.
شواهد نشان می دهد وقتی که معلمان دانش خود را در زمینه موضوع درس و شیوه یادگیری دانش آموز به کار می بندند، به کارگیری فناوری اطلاعات بیشترین اثر مستقیم را بر پیشرفت شاگردان دارد. هنگامی که دانش آموزان در فهم و درک خود در به کارگیری نرم افزاری خاص در کار فردی یا گروهی یا کلاسی به کنجکاوی (تردید) کشیده می شوند، شاهد این پیشرفت خواهیم بود. در مورد اثرات به کارگیری فناوری اطلاعات در کار دانش آموزان و ارائه کار آنها، پژوهش های کمی صورت گرفته است.
دامنه کاربردهای آموزشی it بسیار وسیع است. در یک طرف آن فعالیت های بسیار محدود است که عمدتا بر پایه روش های سنتی قرار دارد و در طرف دیگر آن، تغییرات اساسی در رویکردهای تدریس قرار می گیرد. به عنوان مثال، بعضی از معلمان از وایت برد تعاملی (interactive whiteboard) در نمایش دادن محتوا و نظریات در مباحث کلاسی به روش سنتی استفاده می کنند، در حالی که معلمان دیگر اجازه می دهند دانش آموزان برای نشان دادن نمایشنامه هایی که خودشان طراحی و فیلمبرداری کرده اند، در کلاس از این وسیله استفاده کنند.
مطالعات نشان می دهد مؤثرترین کاربرد (it) آن است که معلم و برنامه های نرم افزاری، فهم و فکر دانش آموز را به چالش می کشاند و این کار از طریق شرکت تمامی دانش آموزان در بحث کلاسی با استفاده از وایت برد تعاملی و یا کار دانش آموزان با رایانه به صورت فردی و گروه های دونفره صورت می گیرد. اگر معلم مهارت سازماندهی دانش آموزان را بر مبنای فعالیت هایی مبتنی بر فناوری اطلاعات داشته باشد، آنگاه کارایی کلاسی و فردی دانش آموزان می تواند به موازات هم مؤثر باشد.
به کارگیری فناوری اطلاعات (it) توسط دانش آموزان به صورت دونفره، گروهی یا کلاسی، (مثلا استفاده از وایت برد تعاملی) معلمان را قادر می سازد تا از طریق گوش دادن به توضیحات دانش آموزان، بازخوردهای فراوانی را به دست آورند. از این نکته، معلمان می توانند دید عمیق تری را از پیشرفت دانش آموزان و شناخت آنها به دست آورند. مشارکت دانش آموزان به صورت دونفره یا تیمی در استفاده از منابع فناوری اطلاعات، در موضوعات به خصوصی باعث می شود آنان بتوانند فهم یکدیگر را از یادگیری به چالش بکشند و از طریق مشارکت، مطالب بیشتری را فراگیرند.
مدارک جامعی مبنی بر تأثیر یا کمک کردن فناوری اطلاعات (it) روی پیشرفت دانش آموزان وجود دارد. این مدارک نشان می دهد که این ویژگی و مزایا، به روشی که معلم برای انتخاب کردن سازماندهی استفاده از منابع فناوری اطلاعات اتخاذ می کند، بستگی دارد و این فعالیت ها با کارهای کلاسی و فعالیت های خارج کلاس تلفیق می شود. در حال حاضر، انواع منابع فناوری اطلاعاتی موجود و در دسترس نشان می دهد که به کارگیری فناوری اطلاعات همیشه روی اهداف ویژه ای از برنامه درسی متمرکز است.
مطالعات انجام شده ثابت کرده است ورود فناوری اطلاعات در آموزش نه یک جریان سخت افزاری بلکه روندی نرم افزاری است. به طور کلی ورود سخت افزار بدون تدارک تمهیدات لازم که مهم ترین آنها بستر سازی فرهنگی است، قطعا به ناکامی منجر خواهد شد. توسعه فناوری اطلاعات در زمینه های مختلف و به خصوص در قسمت آموزش از جمله مسائلی است که تمامی کارشناسان به آن روی آورده اند. اما در عین حال صاحب نظران اعتقاد دارند که در حیطه آموزش اگر معلمان با فناوری اطلاعات احساس مشارکت نکنند، مطمئنا توسعه فناوری اطلاعات در این زمینه دچار مشکل خواهد شد.
نقش حیاتی فناوری الکترونیکی در آموزش و پرورش
یادگیری الکترونیکی زاییده چرخه تحولات سریع و رو به گسترش فناوری های نو به مفهوم واقعی آن است. تاکنون تعاریف متفاوتی از یادگیری الکترونیکی ارائه شده است. یادگیری الکترونیکی به وسیله اینترنت صورت می گیرد، با جدیدترین اطلاعات همراه است و مجموعه ای از روش های آموزشی را در برمی گیرد (آموزش های مجازی، همکاری دیجیتال، شبیه سازی ). فراگیر محور است و به ویژگی فردی او توجه دارد. نهایتا قابلیت انجام دادن فرایندهای اداری و مدیریتی از قبیل: ثبت نام، پرداخت شهریه، نظارت بر روند اجرای فعالیت های یادگیرنده، تدریس و اجرای ارزشیابی از راه دور را فراهم می کند.
به طور کلی، یادگیری الکترونیکی به آن نوع یادگیری گفته می شود که در محیط شبکه به وقوع می پیوندد و در آن مجموعه ای از فناوری چند رسانه ای، فرارسانه ای و ارتباطات از راه دور به خدمت گرفته می شود و نوعی یادگیری است که در محیط اینترنت صورت می گیرد و با بهره گیری از فناوری شبکه تسهیل می شود.
این نوع یادگیری که به استفاده از فناوری آموزشی اشاره دارد تأکید می کند که در فضای مسقف کلاس درس، معلمان از رسانه های سنگین آموزشی اعم از رایانه های عمومی، شخصی، سی دی ها، دیسکت ها، سایت های اینترنت، ای میل و حتی نانو فناوری در فرایند یاددهی استفاده کنند تا یادگیری را تسهیل کرده و موجبات ارتقای سطح علمی فراگیران را فراهم آورند. این روش یادگیری برای شاگردان از آن جهت کارآمد و اثربخش است که بازدهی تحصیلی و فعالیت آموزشی آنان و عملکرد و تدریس و رفتار کلاسی معلمان را بهبود می بخشد.
برای اینکه بتوان به فراگیران کمک کرد تا به سطوح عالی حیطه شناختی علوم برسند، لازم است علاوه بر آشنایی با دیگر شیوه های نوین تدریس، زمینه استفاده از رسانه های سنگین آموزشی و شبکه های نرم افزاری درون کلاسی و برون کلاسی، اقدامات زیر صورت گیرد:
1- برگزاری کلاس های آموزش ضمن خدمت برای معلمان، گردهمایی علمی- آموزشی، همایش های تخصصی، برگزاری جشنواره های الگوی تدریس برتر و جلسات ادواری تخصصی حوزه ای و رشته ای، تا آنان با روش های فناوری اطلاعات (فناوری اطلاعات) و آموزش و پرورش تطبیقی کشورهای پیشرفته آشنا شوند و ترس آنها برای استفاده از رایانه در کلاس درس کاهش یابد و پاسخگوی ضرورت های قرن بیست و یکم در عرصه آموزش و پرورش شوند.
2- تشکیل کلاس های زبان انگلیسی و رایانه برای معلمان تا بتوانند با رایانه کار کنند و از متون علمی- تربیتی مؤلفان خارجی بهره مند شوند و از آخرین دستاوردهای آموزشی و پرورشی و پژوهشی مطلع شوند.
3- تشکیل کلاس های زبان انگلیسی و رایانه برای دانش آموزان از دوره ابتدایی با استفاده از بازی های رایانه ای.
4- تقویت فناوری نوین آموزشی در مدارس و اعطای کارت های رایگان اینترنت و ای میل به معلمان و شاگردان تا هم نوشته های خود را روی وب سایت بنویسند و هم مدارس سنتی به مدارس هوشمند تبدیل شوند.
5- جایگزین کردن سی دی های آموزشی به جای کتاب های درسی و دیکشنری در نظام آموزشی.
6- برگزاری مسابقات بین معلمان و همچنین بین دانش آموزان در زمینه زبان انگلیسی و رایانه.
7- اجباری کردن درس مبانی کامپیوتر و انفورماتیک در دوره های تحصیلی راهنمایی و متوسطه به فراخور ظرفیت روانی و فکری دانش آموزان.
2. معرفی دقیق نقش فناوری اطلاعات در ارتباط با رابطه بین دولت و شهروندان و اثرات مثبت آن در تسهیل امور و توسعه کشور
3. دیجیتالی کردن وزارتخانه ها و سازمانها در تمام شئون و ارکان
4. توسعه آموزش استفاده از فناوری اطلاعات به عموم مردم از جمله خانواده ها و شهروندان
5. الزام سازمانها و نهادها و عموم مردم به استفاده از خدمات دولت الکترونیک
6. تغییر از نگاه سنتی ارائه و دریافت خدمات به ارائه و دریافت خدمات الکترونیکی با کیفیت بهتر و سرعت بیشتر و آسانتر
7. گسترش استفاده از اینترنت و تقویت شبکه اینترنتی کشور
8. نظارت بر چگونگی ارائه خدمات الکترونیکی سازمانها و وزارتخانه ها و سایتهای وابسته به آنهاسخن آخر اینکه: آنچه مهم است و باید به آن ایمان آورد این است که فناوری های جدید با حجمی بسیار فراوان، زندگی و محیط کار و حتی ابعاد وجودی ما را تحت تأثیر خود قرار داده و بشر بدون فن آوری و بهره گیری از آن امکان عملی برای ادامه حیات خود ندارد و ما امروزه شاهد انقلابی جدید در زمینه اطلاعات، اطلاع یابی، اطلاع رسانی و ارتباطات در فضای مجازی هستیم و دهکده جهانی به یک ذهنیت جهانی تبدیل و انقلاب اطلاعات به انقلاب ارتباطات و انفورماتیک تغییر شکل داده است.
سبک دسترسی به خدمات و مشاوره های پزشکی در کشور ما سنتی است.
مدیر مرکز آمار و اطلاع رسانی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی با بیان این مطلب در گفت وگو با خبرنگار عصر ارتباط افزود: کشور ما از نظر توانمندی های پزشکی در سطح بسیار بالایی قرار دارد و طی چند سال گذشته نیز دسترسی مردم
به خدمات پزشکی نسبت به سال های ماقبل آن رشد چشمگیری یافته است ولی هنوز
نسبت به سایر کشورهای جهان از موقعیت مناسبی برخوردار نیستیم.
حسن امامی با اشاره به پتانسیل های بالای ارایه خدمات در کشور گفت: اگر بتوانیم فناوری اطلاعات و ارتباطات در ارایه خدمات پزشکی به مردم را به کار گیریم در آینده ای نزدیک سطح دسترسی به خدمات پزشکی در کشور به حد قابل قبولی خواهد رسید. او در زمینه چالش های موجود در دسترسی مردم به خدمات پزشکی و درمانی گفت: نبود زیرساخت های فرهنگی در کاربرد فناوری اطلاعات
در مراکز پزشکی و درمانی، ناتوانی در انطباق با تغییرات جهانی در این عرصه
و کمبود نیروی متخصص در زمینه it در این مراکز از عمده ترین چالش های
موجود در زمینه دسترسی مردم به خدمات پزشکی و درمانی در سطح کشور است.
مدیر مرکز آمار و اطلاع رسانی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی درخصوص نقش فناوری اطلاعات و ارتباطات در نظام سلامت گفت: ما هنگامی می توانیم به اهداف برنامه چشم انداز بیست ساله در منطقه دست یابیم که کاربرد فناوری اطلاعات را در بخش های مختلف کشور نهادینه کنیم.
به طور مثال با تبدیل تجارت سنتی به تجارت الکترونیکی، اقتصاد سنتی به اقتصاد الکترونیکی، آموزش سنتی به آموزش الکترونیکی و حرکت از دانشگاه های سنتی به دانشگاه های مجازی
می توانیم پاسخگوی بسیاری از نیازهای رو به تزاید جامعه باشیم. نظام سلامت
نیز که یکی از محورهای اصلی صنایع و بخش مهمی از ثروت عمومی است، باید از
شیوه سنتی به شیوه الکترونیکی سوق یابد.
او افزود: قطعا در برنامه چهارم توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور، فناوری اطلاعات و ارتباطات جایگاه ویژه ای دارد. در سند چشم انداز بیست ساله نیز، تکیه برنامه چهارم بر ict و اقتصاد دانایی محور است، اما در عمل برخلاف همه این استراتژی ها، بودجه تحقیقات و فناوری در برنامه چهارم توسعه بین 40 تا 60 دهم درصد gdp رسیده است، این در حالی است که قرار بود در برنامه چهارم توسعه سهم پژوهش به 2 درصد gdp برسد اما این امر محقق نشد.
حسن امامی در زمینه چشم انداز فناوری اطلاعات و ارتباطات در نظام سلامت گفت: ما خواه ناخواه به دلیل همسویی با تغییرات جهانی باید شکاف دیجیتالی موجود را کم کنیم. همچنین سرمایه گذاری بسیاری از دانشگاه های کشور در زمینه فناوری اطلاعات و ارتباطات و تربیت نیروی متخصص در این حوزه و با اعمال نظر نسبت به تقویت بودجه در این زمینه چشم انداز قابل قبولی خواهیم داشت.
او در خصوص افزایش پهنای باند دانشگاه افزود: در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، کار جدی در زمینه فناوری اطلاعات از سال 82 شروع و با همت مسئولان در سال 85-84 به اوج خود رسید و تحولات بسیاری در این حوزه ایجاد شد.
در حال حاضر پهنای باند دانشگاه به 10 مگابایت بر ثانیه رسیده است که در حال حاضر با درنظر گرفتن خطوط e-one، میزان دسترسی به سایت های مختلف افزایش یافته است. همچنین بسیاری از مراکز درمانی و بیمارستان ها که به دانشگاه وصل هستند نیز مشمول این مزیت شده اند.
مدیر مرکز آمار و اطلاع رسانی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در رابطه با ایجاد دیتاسنتر گفت: در حال حاضر 95 درصد از سایت های ایرانی، در سرورهای خارجی میزبان هستند که اگر تحریم های اقتصادی موجود سمت تحریم های علمی کشیده شود، به زودی با بستن اینترنت مواجه خواهیم شد.
او افزود: با ایجاد data center، باید مسئله هاستینگ در داخل کشور حل شود که اتفاقا با مسایلی که در شورای عالی فناوری اطلاعات مطرح شده بر ایجاد دیتاسنتر داخلی تاکید و قراردادهایی نیز در این زمینه بسته شد.
حسن امامی گفت: سیاستگذاری در زمینه ایجاد دیتاسنتر در حوزه بهداشت و درمان بر عهده وزارت بهداشت است. حال، وقت آن رسیده که وزارت بهداشت سامانه اطلاعات مرکزی
خود را ایجاد کند. اگرچه این مسئله با هزینه بسیار بالایی رو به روست اما
به لحاظ کاربرد وسیع در عرصه تحقیقات و سلامت، لزوم وجود یک دیتاسنتر در سطح وزارت بهداشت که بتواند دانشگاه ها را تحت پوشش قرار دهد، به چشم می خورد.
او ایجاد بانک اطلاعاتی را زیرمجموعه ای از دیتاسنتر عنوان کرد و گفت: بحث اولیه ما این است که ایجاد دیتاسنتر به عهده کیست، دانشگاه های علوم پزشکی یا وزارت بهداشت؟
ما نباید نگاه جزیره ای به دیتا سنتر داشته باشیم چون این مسئله هم هزینه زیادی می طلبد و هم با رویکرد it ، که بحث sharing و networking را مطرح می کند، نمی خواند.
مدیر مرکز آمار و اطلاع رسانی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی افزود: متولی ایجاد دیتاسنتر
از لحاظ سیاستگذاری، وزارت بهداشت و از نظر اجرایی دانشگاه های علوم پزشکی
هستند، اگر وزارت بهداشت پازل نهایی خود را ترسیم کند و بگوید جایگاه این
وزارتخانه در سامانه اطلاعات کجاست، دانشگاه ها هم به سمت این سیاست ها حرکت خواهند کرد؛ اما در حال حاضر کسی در این زمینه پاسخگو نیست اگرچه کارهای بسیاری در حوزه اطلاع رسانی در وزارت بهداشت انجام شده است


